تکنیک مرکز صحنه

تکنیک مرکز صحنه، تکنیکی برای ترک عادت های نامناسب

«به نام خدا»

کتاب کنترل ذهن اثر خوزه سیلواتکنیک مرکز صحنه

برنامه ریزی برای رسیدن به اهداف

کتاب کنترل ذهن

خوزه سیلوا

در متد دینامیک ذهنی سیلوا اغلب تکنیک های برنامه ریزی به یک صورت انجام  می‌گیرند؛ در مرحله اول شما پس از به تصویر در آوردن آنچه که دوست ندارید داشته باشید آن را از ذهنتان پاک می‌کنید و در مرحله دوم، این بار پس از به تصویر در آوردن آنچه که دوست دارید داشته باشید، در ذهن‌تان چنین می بینید که به آن دست یافته اید.

 شما هنگام برنامه‌ریزی برای رسیدن به اهداف مورد نظرتان در سطح آلفا پیامی به سرتاسر گیتی می فرستید مبنی بر این که؛ می خواهید چیزی را داشته باشید که اکنون ندارید و یا اینکه می خواهید از دست چیزی که دارید خلاص شوید.

این پیام همچون امواج تلویزیونی و رادیویی به تمام نقاط جهان ارسال خواهد شد.

 امواجی از انرژی از ایستگاه مرکزی مخابره می شود. این امواج در تمام جهات سیر می کنند تا اینکه به یک دستگاه گیرنده رادیویی یا تلویزیونی می رسند. در صورتی که فرکانس و دامنه امواج همخوان باشد پیام انتقال یافته و برنامه ها از طریق فرستنده پخش می شود پیام های شما هم هنگامی که با استفاده از تکنیک های ذهنی انتقال می یابد چنین وضعیتی دارد.

 لازم است که شما به هنگام انتقال پیام در حالت فرستندگی و به هنگام دریافت پیام در حالت گیرندگی قرار داشته باشید. اما به خاطر داشته باشید که برنامه ریزی مداوم شما را در حالت فرستندگی نگاه خواهد داشت و مادامی که شما در این حالت قرار دارید نخواهید توانست از دیگران پیامی را دریافت کنید. لذا هر از گاهی شما باید در حالت گیرندگی قرار بگیرید تا بتوانید نتایج پیام هایی را که ارسال کرده اید دریافت کنید.  

برای نتیجه گیری از برنامه ریزی های خود همیشه انتظار وقوع آنها را داشته باشید و مطمئن باشید که آنها سرانجام به وقوع خواهد پیوست باید بدانید که مفهوم «خواستن توانستن است»  در سطح آلفا با فرکانس مرکزی ۱۰ سیکل در ثانیه واقعیت بیشتری می‌یابد.

  یکی از ساده ترین و در عین حال موثر ترین تکنیک های برنامه ریزی سیلوا به “تکنیک مرکز صحنه” معروف است؛ از این تکنیک برای دست یافتن به چیزی که فرد فاقد آن است و نیز برای خلاص شدن از شر چیزی که فرد خواهان آن نیست، استفاده‌های فراوانی به عمل می‌آید.

مراحل انجام تکنیک مرکز صحنه برای رسیدن به هدف

به منظور کسب آمادگی برای استفاده از این تکنیک، لحظاتی آنچه را که می خواهید بدست آورید به عنوان یک هدف در نظر بگیرید سپس تصور کنید که شما به آن هدف دست یافته‌اید. سعی کنید اصلاً در مورد نحوه دست یافتن به این هدف فکر نکنید، فقط خیال کنید شما آن را دارا شده اید.

اگر مانعی در برابر رسیدن به آن هدف وجود دارد در مورد آن هم فکر کنید زمانی که شما خودتان را با نتایج مثبت حاصل از برنامه ریزی خود تصور می کنید تاریخ مورد نظرتان برای به نتیجه رسیدن این برنامه ریزی را نیز مشخص نمایید.

بعد از آن در گام بعدی مطابق با مراحل زیر عمل کنید؛

 ۱- وارد سطح آلفا شوید و خودتان را در بیرون از ساختمان یک تئاتر به تصویر در آورید. سپس در تصورتان وارد سالن تئاتر شوید و بر روی یکی از صندلی های ردیف سوم بنشینید.

 پرده اول:  

تصور کنید پرده تئاتر پایین است و شما با آرامش بر روی صندلی نشسته اید. پس از شکل گرفتن این تصویر در ذهنتان تصور کنید که پرده ها بالا می رود؛ با بالا رفتن پرده وارد صحنه شوید و با خودتان افراد دیگری را که به نوعی درگیر مشکلات شما هستند به عنوان بازیگر وارد صحنه کنید و سعی کنید عناصر صحنه را کاملا مطابق با واقعیت ترتیب دهید.

 اکنون نقش تان را در مورد مشکلی که دارید به همراه سایر افراد صحنه بازی کنید. بعد از اجرای صحنه خارج شوید و بر روی همان صندلی ردیف سوم بنشینید و تصور کنید که پرده پایین می افتد.

 هنگامی که پرده کاملا پایین افتاد در تصورتان یک نه بزرگ و قرمز رنگ بر روی پرده بنویسید.

در این هنگام با خود بگویید اکنون دیگر از هرگونه احساس مربوط به گذشته که در این صحنه وجود داشته رها شده ام. سپس احساس کنید که احساسات گذشته تان کاملاً از وجود شما رخت بستند در پایان این پرده سعی کنید نحوه احساسات خودتان را پس از رها شدن از دست احساسات گذشته به خاطر بسپارید.

پرده دوم

 ۲- در طول اجرای پرده دوم لازم است الگویی برای خودتان تدارک ببینید که راه را برای شما هموار سازد. معمولاً الگوهای از پیش تعیین شده بسیار موفق تر عمل می کنند هدف شما در پرده دوم عبارت است از رفع محدودیت های خودتان به نحوی که توانایی های واقعی و طبیعی شما اجازه ظهور پیدا کنند. توانایی هایی که الگویی برای موفقیت هستند.

به هنگام اجرای پرده دوم از مرکز صحنه شما از یک من دیگر برای هموار کردن راه زندگی خود استفاده خواهید کرد.

برای پیدا کردن الگویی برای من دیگرتان، لحظه ای بیاندیشید؛ کدام شخصیت زنده یا مرده واقعی یا خیالی می توانند بازیگر نقش شما در زندگی باشد؟ اگر چنین شخصیتی یافته در جریان پرده دوم از تکنیک مرکز صحنه از آن به عنوان من دیگری که مشکلات شما را حل می‌کند استفاده کنید.

در طول اجرای پرده دوم در همان ردیف سوم بنشینید و بازی من دیگرتان را نظاره گر باشید در این نمایش شما هم کارگردان صحنه هستید و هم نمایشنامه‌نویس آن. لذا هر زمان که خواستید می توانید نقش های بازیگران را بنا به دلخواه خود به صورت ذهنی عوض کنید.

پرده دوم:  پرده بالا می‌رود و من دیگر شما آماده اجرای نقش خود است. شما هم در حالی که در ردیف سوم نشسته اید، آماده وارد کردن من دیگرتان به مرکز صحنه هستید. تصور کنید که من دیگر شما هر آنچه را که شما برنامه ریزی می کنید به صورت موفقیت آمیزی به اجرا می رساند.

 به عنوان مثال اگر شما برای تغییر شغل برنامه ریزی کرده باشید من دیگرتان را در مرکز صحنه در شغل جدید خودتان تصور کنید. ببینید که او در جای شما نشسته و مشغول انجام وظایف مربوط به شما در یک محیط ایده آل کاری است.

تصور کنید که او تمام فعالیت های مربوط به اهداف مورد نظر شما را به خوبی به اجرا می‌رساند. اکنون تاریخی را در نظر بگیرید و صدایی را بشنوید که می گوید: «این صحنه در تاریخ (در اینجا تاریخ مورد نظرتان را ذکر کنید) به وقوع خواهد پیوست.

پس از به پایان رسیدن این صحنه و پایین افتادن پرده در تصورتان کلمه «خوب» را بر روی پرده بنویسید و ذهناً به خود بگویید: «این همان است که من می خواهم آنگونه باشم.»

 ۳- اکنون که الگوی مورد نظر شما در شکل من دیگرتان ترتیب داده شد، تنها چیزی که باقی می‌ماند این است که خود شما یا من واقعی و مطابق با الگوی من دیگرتان وارد عمل شوید.

این چیزی‌ست که در پرده سوم اتفاق خواهد افتاد. در پرده سوم شما درست مطابق با آنچه که من دیگر تان در پرده دوم به انجام رسانده است، عمل خواهید کرد. یعنی در همان تاریخ مورد نظر شما خودتان را در صحنه ای با پایانی خوش آیند و توام با رسیدن به اهداف مورد نظرتان وارد خواهید کرد تا برنامه‌ریزی‌هایتان عملی شود.

 پرده سوم:

 با بالا رفتن پرده شما وارد صحنه می شوید و مشکلتان را همانگونه که من دیگر تان در پرده قبل برطرف نمود، حل خواهید کرد.

به این منظور صحنه ای را تصور کنید که در آن در همان تاریخ مورد نظر شما به نتایج مطلوب برنامه ریزی تان دست می یابید. پس از این که در آن صحنه در نقش خود خوش درخشیدید به جایگاه خودتان در ردیف سوم باز گردید. با پایین افتادن پرده در تصورتان بر روی آن بنویسید «خوب» و «خوبتر». سپس ذهناً به خود بگویید: «همینگونه خواهد شد».

 این بود «تکنیک مرکز صحنه» برای رسیدن به نتایج مطلوب تر.

بهتر است که شما این تکنیک را برای هر یک از اهداف مورد نظرتان سه بار و در سه روز متوالی اجرا کنید. به این ترتیب که در روز اول هر سه پرده اول دوم و سوم در روز دوم هفته دوم و سوم و در روز سوم فقط پرده سوم را به اجرا درآورید.

 برای رسیدن به هر هدفی و رفع هرگونه مشکلی پرده اول فقط یکبار اجرا می شود در طول آن فرد سعی می‌کند که بر مشکل خود تمرکز پیدا کند.

شما هم می توانید تکنیک مرکز صحنه را درمورد تک تک اهدافتان مورد استفاده قرار دهید تا از نتایج فوق‌العاده آن بهره مند گردید.

برگرفته از کتاب «کنترل ذهن» نوشته خوزه سیلوا